تبلیغات
.:: گـــــــرا ::. - زینب، آفتاب در حجاب
  • زینب، آفتاب در حجاب

    نویسنده: شهید | جمعه یازدهم آذر 1390 ساعت 04:31

    زینب جان!

    تو هنوز زن ها و بچه‌ ها را در خرابه اسکان نداده‌ ای، هنور اشکهایشان را نسترده‌ ای، هنوز آرامشان نکرده‌ای و هنوز گرد و غبار راه از سر و رویشان نگرفته‌ ای که زنی با ظرفی از غذا وارد خرابه می شود. به تو سلام می کند و ظرف غذا را پیش
    رویت می نهد...
     بوی غذای گرم  در فضای خرابه می پیچد و توجه کودکانی را که مدتهاست جز
    گرسنگی نکشیده‌اند و جز نان خشک نچشیده‌اند، به خود جلب می‌کند.
    تو زن را دعا می کنی و ظرف غذا را پس می زنی و به زن می گویی: «مگر نمی‌دانی که صدقه بر ما حرام است؟»
    زن می گوید: «به خدا قسم که این صدقه نیست، نذری است بر عهده من که هر غریب و اسیری را شامل می شود
    تو می پرسی که: «این چه عهد و نذری است؟
    و او توضیح می دهد که: «در مدینه زندگی می کردیم و من کودک بودم که به بیماری لا‌علاجی گرفتار شدم. پدر و مادرم مرا به خانه فاطمه بنت‌ رسول الله بردند تا او و علی برای شفای من دعا کنند. در این هنگام پسری خوش سیما وارد خانه شد. او حسین فرزند آنها بود.
    علی او را صدا کرد و گفت: «حسین جان! دستت را بر سر این دختر قرار ده و شفای او را از خدا بخواه.
    حسین، دست بر سر من گذاشت و من بلا‌فاصله شفا یافتم و آنچنان شفا یافتم که تاکنون به هیچ بیماری ای مبتلا نشده‌ام.
    گردش روزگار، مرا از مدینه و آن خاندان دور کرد و در اطراف شام سکنی داد.
    من ار آن زمان نذر کرده‌ام که برای سلامتی آقا حسین به اسیران و غریبان، احسان کنم تا مگر جمال آن عزیز را دوباره ببینم

    تو همین را کم داشتی زینب!
    که از دل صیحه بکشی و پاره‌های جگرت را از دیدگانت فرو بریزی.
    و حالا این سجاد است که باید تو را آرام ‌کند و این کودکانند که باید به دلداری تو بیایند.
    در میان ضجه‌ ها و گریه‌ هایت به زن می‌گویی: «حاجت روا شدی زن! به وصال خود رسیدی
    من زینبم، دختر فاطمه و علی و خواهر حسین و این سر که بر سر دارالاماره نصب شده، سر همان حسینی است که تو به دنبالش می‌گردی و این کودکان، فرزندان حسین‌اند. نذرت تمام شدو کارت به سر انجام رسید
    زن نعره‌ای از جگر می کشد و بیهوش بر زمین می افتد.
    تو پیش پیکر نیمه جان او زانو می زنی و اشکهای مدامت را بر سر و صورت او می پاشی.
    زن به هوش می آید، گریه می کند، زار می زند، گیسوانش را می کند، بر سر و صورت می کوبد. و دوباره از هوش می رود.
    باز به هوش می آید، خود را بر خاک می کشد، بر پای کودکان بوسه می زند، خاک پایشان را به اشک چشم می شوید و باز از هوش می رود. آنچنانکه تو ناگزیر می شوی دست از تعزیت خود بر‌داری و به تیمار این زن غریب بپردازی.
    تو هنوز خود را باز نیافته‌ای و کودکان هنوز از تداعی این خاطره جگر سوز فارغ نشده‌اند که زنی دیگر با کوزه آبی در دست وارد خرابه می شود.
    چهره این زن، اما برای تو آشناست. او تو را به جا نمی آورد اما تو خوب او را به یاد می‌آوری.
    چهره او از دوران کودکی ات به یاد مانده است. زمانی که به خانه مادرت زهرا می آمد و برای کمک به کارهای خانه مادرت التماس می کرد.
    او دختر کوچک و دوست داشتنی و شیرینی را در ذهن دارد به نام زینب که هر بار به خانه فاطمه می رفته، سراپای او را غرق بوسه می کرده و او را در آغوش می گرفته و قلبش التیام می یافته. آنچنانکه تا سالها کمک به کار خانه را بهانه می کرده تا با محبوب کوچک خود، تجدید دیدار کند و از آغوش او وام التیام بگیرد.
    او واله و سرگشته زینب شده، اما حوادثی او را از مدینه دور کرده و دست نگاهش را از جمال زینب، کوتاه ساخته. و برای اینکه خدا عطش اشتیاق او را به زلال وصال زینب فرو بنشاند، عهد کرده که عطش غریبان و اسیران و در راه ماندگان را فرو بنشاند.
    او باور نمی کند که تو زینبی! و چگونه ممکن است که آن عقیله، آن دردانه و عزیز کرده قوم و قبیله، اکنون ساکن خرابه‌ای در شام شده باشد؟!
    چگونه ممکن استکه بانوی بانوان عالم، رخت اسیری بر تن کرده باشد؟!
    انکار او، و نقل خاطزات او تنها کاری که می کند، مشتعل کردن آتش عزای تو و بچه‌ هاست.

    http://www.quranct.com/gallery/images/3/1_zynab3.jpg

    منبع: کتاب آفتاب در حجاب - نوشتة سید مهدی شجاعی

    برچسب ها: زینب الکبری ، حضرت زینب ، عقیلة العرب ، زینب ، آفتاب در حجاب ،
    آخرین ویرایش: جمعه نهم تیر 1391 19:00
    دوشنبه نوزدهم دی 1390 21:04
    سلام
    مطلب بسیار زیبایی بود .اشکهایم جاری شد.
    دوشنبه پنجم دی 1390 00:03
    باسلام .وب خیلی خوبی داری .دست حق یارتون.خوشحال میشم تبادل لینک داشته باشیم.
    التماس دعای فرج
    یاعـــــلی
    یکشنبه چهارم دی 1390 02:53
    سلام
    حال شما
    وبتون عالیه
    اگه برای تبادل لینک مایلید پس بیا تو وبم...
    www.esgh313.blogfa.com
    شنبه سوم دی 1390 15:59
    .

    اللًّهُـ‗___‗ـمَ صَّـ‗__‗ـلِ عَـ‗__‗ـلَى مُحَمَّـ‗__‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗__‗ـَد

    و عَجِّـ‗__‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗__‗ـم



    باز مسمــوم شــده ام از هـوای شهـر و چـه سخت میگـذرد

    این روزهای غربت ... !

    چه سخت است زینبی بودن بعد از یک حمـاسهء عاشـورایی !


    هشت سال قلبهــایتان با تـرکشها همسـایه بود !

    هشت سال برایمان وصیّتنــامه نـوشتید !

    هشت سال فاصـلهء رسیدن تا کربلا را برایمان کـوتاه کردید !

    هشت سـال مهمــان ِ سنگــرهای غیرت بـودید !

    هشت سال جراحت ترکشهای سرخ ِ سُـربی را تحمل کـردید !



    آی شهــدا با شـُمــایـَم !

    نیروهای جامانـده در خاکریز دنیا ، از نـَفـَس افتـاده انـد.......

    .
    سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 09:28
    یا نور
    سلام شهید بزرگواری که یاد آور قافله ماندگان در عالم ما مردگان و رفتگانی. شهدا ماندند و کسانی مثل من مردند و با خاک دنیا هم آغوش شدند.
    بابت مظالبی هم که تو وب قرار دادین کمال تشکر رو دارم. خدا خیرت بده و ارباب نظری کنن.
    امان از دل رینب.
    هیچکسی نتونست و نمیتونه بجز خود بانو زینب (سلام الله علیها) باشه.... ولی می تونه زینبی باشه و در زینب وار با کربلای زمونه روبرو بشه.
    امیدوارم کربلایی و زینبی باشین و برای ما جا مونده ها هم دعا منید.
    به منم سر بزنید و اگه مایل بودین تبادل لینک داشته باشیم.
    یا علی
    دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 04:33
    بـــــــسم رب الـــمهـــــــــــــــدی

    با سلام خدمت شما بزرگوار
    ممنونم از حضور گرم و لطفتون
    عزاداری هاتون مقبول درگاه الهی ان شاء الله
    از شما دعوت می کنم به وبلاگم تشریف بیارین
    http://rahi-besuye-aseman.blogfa.com/
    http://rahi-besuye-aseman.ir
    در پناه امام زمان باشین ان شاء الله
    در جوار امام رضا (ع) دعاگو هستم
    در پناه مهربون مهربونا...
    التماس دعا
    دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 02:06
    سلام به من هم سر بزن ...
    راستی تو خیلی جرئت داری که اسم خودت رو گذاشتی شهید ...
    بهتر بود بذاری مشتاق شهادت ...
    شهید
    بسم الله

    سلام
    بالاخره خدا یه چیز بیشتر به ما داده باشه اون هم جرأت هست
    ممنونم از نظرتون اما همین شهید عالیه

    التماس دعا
    یکشنبه بیستم آذر 1390 16:37
    که گفته است که زینب جدا شود زبرادر
    چرا که بوده در همه جا در کنار برادر
    که گفته است که خنجر جدا نمود خواهر را
    چرا که بوسه زده است بر گلوی برادر
    حسین معنی عشق است ، زینب مفسر آن
    حسین نای زینب و او نوای برادر....

    اگر وزن و قافیه نداره ببخشید شعر خودم بود
    التماس دعا ... یاعلی
    یکشنبه بیستم آذر 1390 01:28
    سلام علیكم

    ایام تسلیت...

    السلام علیك یا ابا عبدلله...
    ان شاءلله با ظهور یوسف زهرا انتقام گوش پاره گرفته میشه
    ان شاء الله

    یا علی ع
    شنبه نوزدهم آذر 1390 04:31
    سلام...
    از مطالب خوب شما استفاده كردم السلام علیك یا زینب كبری
    شنبه نوزدهم آذر 1390 04:30
    سلام...
    از مطالب بسیار زیبایی شما استفاده كردم السلام علیك یا زینب كبری
    جمعه هجدهم آذر 1390 08:51
    سلام زیبا بود و جانگداز دست مریزاد.موفق و منصور باشید همواره.
    پنجشنبه هفدهم آذر 1390 20:04
    وبلاگ حزن انگیز اما جالبی دارید
    چوبشکفد زلبت غنچه های سبز دعا
    تو را به فاطمه سوگند التماس دعا
    چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 06:01
    سلام
    چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 05:31
    بنویس . بنویس از جوونهای محشره ایرانی که گل کاشتند . لج آمرییکا در اومده باورش نمیشه هواپیمای جاسوسیش دست ماست . اینجوری یه خورده از وراجیش کم شده ......
    سه شنبه پانزدهم آذر 1390 20:29
    سلام دوست عزیز

    فلسفه گریه

    چرا گریه برحسین؟!


    چنان كه روشن است، گریه ارزشى در فرهنگ شیعى دارد

    به روزم
    دوشنبه چهاردهم آذر 1390 22:55
    علامه امینی شب و روز عاشورا برای امام زمان(ع)صدقه کنار می گذاشتند و می گفتند:امشب قلب حضرت در فشار است.صدقه برای حضرت فراموش نشود.
    لطفا اطلاع رسانی کنید.
    دوشنبه چهاردهم آذر 1390 19:21
    به نام خدا ...
    با حسین از یا حسین یک نقطه کم دارد ولی

    یا حسین گفتن کجا و با حسین بودن کجا
    در عاشورای حسینیتون ... در لحظاتی كه اشك بر گونه هاتون جاری میشه مارو از یاد نبرید ...
    التماس دعا ...
    یاعلی ...
    دوشنبه چهاردهم آذر 1390 06:03
    شب عاشوراست. واپسین شبی که آسمان بر سر حسین ع و خاندانش سایه افکنده است؛ آخرین شبی که در سایه دلاوری عباس، کودکان درآغوش خیمه های حسینی به خواب رفته اند؛ آخرین شبی که ماه بنی هاشم، نگاهبان حرم ستر و عفاف ملکوت است؛ آخرین شبی که ماه، راز و نیاز عاشقانه حسین ع را به تماشا نشسته است.
    شب عاشوراست.حسین ع یک امشبی را مهلت خواسته است تا ناگفته ها را با خدایش به نجوا بنشیند تا سر بر خاک بساید و غبار غم از دل بشوید که فردا، روز وصل است و باید آماده بود. نمی دانم امشب چه بر زینب س گذشته است؟ نمی دانم زینب س چند بار با هر بهانه، سری به خیمه حسین ع زده است؟
    یکشنبه سیزدهم آذر 1390 21:36
    حسین (ع)
    کهنه شدنی نیست ،اما اگر جامعه اسلامی کهنه شود در اثر نزدیک شدن به فرهنگ معاویه و یزید است نه در اثر مرور زمان.
    ***
    به یکتایی قسم یکتا است عباس
    امیر کشور دلها است عباس
    اگر چه زاده ام البنین است
    و لیکن مادرش زهرا است عباس
    ***
    ایام تاسوعا و عاشورا تسلیت باد.
    سلام
    خیلی زیبا بود.
    و ... امیدوارم عزاداری هامون واقعا خالصانه و طوری باشد که حضرت فاطمه الزهرا (س) و حضرت مهدی (عج) که خود اکنون عزادارند از ما راضی و خشنود شوند و شافع ما در محضر خداوند گردند.
    التماس دعای فراوان
    یا حسین.
    به روزم.
    یکشنبه سیزدهم آذر 1390 21:32
    سلام
    خدا قوت


    واقعا زیباست

    لسلام علیک یا اباعبدالله

    باز این چه شورش است که در خلق عالم است
    باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

    به روزم
    یکشنبه سیزدهم آذر 1390 19:49
    با عرض سلام و تسلیت.
    این حسین کیست که جان ها همه پروانه ی اوست
    **پیش ما بیا آپم**
    با تشکر حامد
    یکشنبه سیزدهم آذر 1390 09:07
    سلام همسنگر
    نه اسمی از ما تو وب شماست نه یادی از ما میکنید......
    یا الله
    یکشنبه سیزدهم آذر 1390 02:54
    باز این چه شورش است که در خلق عالم است
    باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است


    باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
    بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    منتظر شما
    شنبه دوازدهم آذر 1390 07:30
    آه!!!!
    امان از دل زینب..................
    مجلس عزای امام حسین علیه السلام را برای اولین بار زینب ساخت.
    شنبه دوازدهم آذر 1390 06:36
    امان از دل زینب ...........
    جمعه یازدهم آذر 1390 23:47
    سلام بزرگوار
    جزیره مجنون واگذارشده به یکی از دوستان الان تشریف بیارین لشکر شهدا من فکر میکردم به همه اطلاع دارم.
    راستی ایم تسلیت.
    یاعلی
    التماس2آی فرج
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :
    قالب وبلاگ