تبلیغات
.:: گـــــــرا ::.
  • :: وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ ::

    نویسنده: شهید | جمعه سی ام خرداد 1393 ساعت 02:20

    من به عنوان یک شیعه ، از همین جا به تمامی خواهران و برادران مسلمان و عزیز اهل سنت اعلام می کنم که بین ما و شما هیچ اختلافی وجود ندارد و متأسفانه عده ای بسیار قلیل ، بی بصیرت و جاهل که خود را شیعه جا می زنند ، در حالیکه ولله هیچ از اسلام و شیعه نمی دانند ، با اهداف خاص به مقدسات شما توهین می کنند و در این در حالی است که از سرویس های جاسوسی صهیونیستی و خصوصا انگلیسی تغذیه می شوند.


    لذا از تمامی خواهران و برادران شیعه ی با بصیرت تقاضا می کنم برائت خودشان را از این عده ی قلیل و جاهل (خصوصا مریدان فرقه ی شیرازی شیطان) اعلام نمایند و همه اعم از شیعه و سنی بدانند که طبق فرموده ی امام خامنه ای(حفظه الله) ، دشمن اصلی و اول و آخر اسلام صهیونیست (یهود) است و لاغیر...

    وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ


    :: مرگ بر اسرائیل ::


    برچسب ها: وحدت ، شیعه و سنی ، واعتصموا بحبل الله ، وهابیت ، برائت ،
    آخرین ویرایش: جمعه سی ام خرداد 1393 02:32

    حدیث امام صادق(ع)

    نویسنده: شهید | چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ساعت 09:36

    قال الامام الصادق (ع) : الحمد لله الذی جعل أعدائنا من الحمقی!

    یعنی خدا را شکر که دشمنان ما را از احمق ها آفرید!

    و چقدر این قاشق نشانه ی خوبی است برای اثبات این مسئله...

    :: أللهم العنهم جمیعا ::

    آخرین ویرایش: چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 09:43

    روم سیاه است آقا جان...

    نویسنده: شهید | چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ساعت 07:07


    برچسب ها: صاحب الزمان ، امام زمان ، انتظار فرج ، نیمه شعبان ،
    آخرین ویرایش: چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 07:09

    فهمید بسیجی فرشته ی نجات است ، نه مأمور وحشت!

    نویسنده: شهید | چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ساعت 00:38

    ادعای روشن فکریش می شد
    کتابش را گذاشت
    گفتند کجا می روی ؟
    گفت خیابان ، میر حسین به کمک نیاز دارد
    چادرش را برداشت ، یک باطوم مغزی هم داشت
    دختر است دیگر ، می ترسید کسی بهش حمله کند
    از بسیجی ها می ترسید ، آخر شنیده بود وحشی هستند
    مغزش را شسته بودند ، در دانشگاه همه طرفدار سبزها بودند
    می گفتند سبز رنگ آزادی و استقلال است
    وارد خیابان شد ، هیچ تاکسی ای نبود
    از خیابان پیاده خارج شد ، وارد میدان .... شد
    آتش و دود از همه جا بلند بود ، انگار جنگ شده بود
    حجابش را مرتب کرد ، روسری سبزش را محکم پیچید
    وارد جمعیت معترض شد ، وجود او در جمع غریبه بود
    همه بی حجاب بودند و به طرز فجیعی حرف می زدند...
    دغدغه کسی نظام و حمایت از اربابانشان نبود
    همه می رقصیدند و دختر و پسر خود را به هم می کشیدند
    درونش نا آرام بود و می ترسید!
    ناگهان پسری بلند گفت بسیجی ...
    ببینید بسیجیه این دختره ، چادر هم داره ، بسیجیه
    همه ریختند سرش ، دختره قسم می خورد که من بسیجی نیستم!
    گفتند اگر بسیجی نیستی روسری و چادرت رو در بیار
    وحشیانه فریاد می زدند
    درش بیار ، اُمُل ، درش بیار ، بی فرهنگ ، درش بیار ذوب شده در ولایت...
    چادرش را کشیدند! رفت زیر جمعیت
    پسری رو سری اش را کشید سرش تا نیمه لخت شد
    داشتند او را می کشیدند به جای خلوت برای تجاوز به عنف
    ناگهان چندین بسیجی جوان با باطوم به جمعیت حمله کردند
    عجیب بود ، کسی را نمی زدند
    جمعیت سنگ می زد ، شیشه و بمب دست ساز می انداختند سمتشان
    اما آنها فقط فریاد می زدند که میزنم ، میزنم ، برو عقب میزنم
    و کسی را نمی زدند ، جمعیت با افزایش جمعیت بسیجی ها پراکنده شد
    نه کسی را می زدند و نه قصد بازداشت داشتند
    فقط قصدشان آرام سازی بود
    یکی شان دخترک را صدا زد
    خواهر!؟
    نمیای بریم؟! اینجا براتون خطرناکه
    سرش را بلند کرد ، یک جوان خوشرو با چادری خاکی در دستش
    به دخترک چادرش را داد ، او را اسکورت کردند تا مقرّ خواهران
    از خودش خجالت می کشید و گریه اش گرفته بود
    فهمیده بود وحشی واقعی کیست!
    بسیجی ها نجاتش دادند . ولی آنها میخواستند ...
    فهمید که دغدغه قیام کشور و ملت نیست
    فهمید که برای بی بند و باری و براندازی چادر آمده اند
    فهمید دلشان به حال کسی نسوخته ، آمده اند تا دلها را بسوزانند
    فهمید آقا دروغ نمی گوید ، اگر لخت نشوی لختت می کنند
    فهمید بسیجی فرشته ی نجات است نه مأمور وحشت
    و فهمید و فهمید و فهمید ...
    اما کاش زودتر فهمیده بود...
    قبل از اینکه چادرش ، نشانه حضرت زهرا(س) را از سرش بکشند
    او حالا یک بسیجی است


    برچسب ها: بسیجی ، فرشته ، چادر ، محجبه ، عفاف ،
    آخرین ویرایش: چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 01:20

    مادران چشم به راه...

    نویسنده: شهید | یکشنبه هجدهم خرداد 1393 ساعت 22:52

    یوز پلنگ ایرانی ، به تو حسودیم می شود...!

    نویسنده: شهید | شنبه هفدهم خرداد 1393 ساعت 08:26

    خوش به حالت ای یوز!

    ای کاش دولت همونقدر که نگران تو هست و به تو اهمیت می دهد ، نگران حال خراب من جوون ایرانی هم بود...

    حقیقتا به تو حسودیم می شود ، و می گم ای کاش من هم یک یوز بودم...

     

    یعنی واقعا مشکل مردم ما الآن یوزپلنگ های ماست(!)

    یعنی الان همه چیز درست شده و هیچ کس تو این مملکت مشکلی نداره و فقط این قشر مظلوم و محروم و محترم یوزپلنگ های ایرانی هستند که به حمایت های مختلف مادی و معنوی احتیاج دارند؟!

    چقدر ما خوشبختیم که این همه مسئول خوب داریم که همه ی درد های ملت را برطرف کردند و فقط این قوم مظلوم یوز ها باقی موندن...

    این از کرامات دولت تدبیر است که ظرف مدت نزدیک به یک سال مشکل اقتصادی کشور را سامان داده و وام های کلان ازدواج را فراهم کرده و به فراوانی در اختیار قرار داده و مسکن و شغل جوانان را دگرگون ساخته و فقط این یک کار باقی مونده که با تمام ظرفیتش وارد شده و مصمم است با استفاده از جام جهانی فوتبال و با کمک گرفتن از مسی ، حق این مظلومان را استرداد کند!

     برخی از تلاش ها و زحمات بی وقفه ی دولت برای حل این معظل عظیم(!)


    اینجاست که جا داره با افتخار بگم :

    روحانی مچکریم...!


    برچسب ها: دولت تدبیر و امید ، یوزپلنگ ایرانی ، یوز ، جام جهانی فوتبال ،
    آخرین ویرایش: یکشنبه هجدهم خرداد 1393 23:32

    نشان عاشقی...

    نویسنده: شهید | دوشنبه یازدهم آذر 1392 ساعت 07:42

    تعداد کل صفحات ( 9 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :
    قالب وبلاگ